روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم . حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند . وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را درآورد . دروغ حیله گر لباسهای اورا پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است . اما دروغ در لباسهای حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .
برچسب: حقیقت و دروغ,حقیقت و دروغ نیچه,حقيقت و دروغ,داستان حقیقت و دروغ,حقیقت تلخ و دروغ شیرین,عکس حقیقت و دروغ,شعر حقيقت و دروغ,داستان حقيقت و دروغ,تلخی حقیقت و شیرینی دروغ,شعر حقیقت و دروغ,
نویسنده: مانی رحمانی
تاريخ: چهارشنبه
24 شهريور
1395 ساعت: 6:16